
بغض پاييزی ابرم
بغض يه غروب نمناك
شاهد شكستن غم
قطره ی بارون روی خاك
غربت هر چه غروبه
غم هر چه ابر دنياست
كوله بار اين غريبه
جاده دربه دری هاست
ميون تنهای دنيا ، شده تنهايی نصيبم
كاشكی بودی و مي ديدی
اينجا بی تو ، چه غريبم
كاش می دونستی كه بی تو ، مرگ تدريجی هستيم
ياد تو تنها رفيق ، توی هشياریی و مستی
من هوای گريه كردن ، تو صدای گريه من
ياور خوب و نجيبم ، بی تو من خيلی غريبم
بی تو هر لحظه يه قرنه
هر نفس زخم كشنده
تنها با گفتن اسمت
رو لبام می شينه خنده
آخ كه اين فقط يه لحظه است
بعد از اون هاي های گريه است
جای هر آواز اينجا
هر صدا ، صدای گريه است.


