تبليغاتX
  ناخدا با خدا - خاطراتم را به یاد آر

 

 خاطرت آید که آن شب از جنگل ها گذشتیم

بر تن سرد درختان یادگاری می نوشتیم

***

با من اندوه جدایی نمی دانی چه ها کرد

نفرین به دست سرنوست ، تو را از من جدا کرد

***

بی تو بر روی لبانم بوسه پژمرده گشته

بی تو از این زندگانی قلبم آزرده گشته

***

بی تو ای دنیای شادی ، دلم دریای درد است

چون کبوتر های غمگین ، نگاهم مات و سرد است

***

ای دلت دریاچه نور ، گر دلم را شکستی

خاطراتم را به یاد آر ، هر جا بی من نشستی 

هر جا بی من نشستی

***


 نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط آرش  |