میونه چندتا اتاقک
سوت و کور
خسته و خاموش
یه نفر نشسته تنها
انگاری شده فراموش
دو تا چشم , بارون نم نم
میزنه به روی گونه
چقدر این دل غصّه داره
آخ فقط خدا میدونه
لحظه ها آسته و آسته
دست غم پاشون و بسته
صدای خرده جواهر
یه نفر دلش شکسته
تو دلت یه قصر تاریک
چند نفر شادن و مستن
انگاری خبر ندارن
دل پیرا رو شکستن
اونا اون پیر رو روندن
فکر حالش و نکردن
ندیدن پیرای خسته
توی خلوت گریه کردن

از سوی همون اتاقک
قاصدک خبر میاره
یه نفر داره می میره
تنها , این چه روزگاره
کی دلش این همه سنگه
که اونو گذاشته رفته
خیلی ساله , خیلی وقته
نه یکی دو روز و هفته
مگه رفته از تو یادش
تنها همدمش تو بودی
کوه پر صبر و صمیمی
واسه گریه هاش تو بودی
توی این روزها عزیزم
منتظر باش بر میگرده
کوره داغ جدایی
دیگه خاموشه و سرده
باز میاد پیشت , گل تو
سر به زیر و پر خجالت
اما انقدر تو بزرگی
نداری هیچی شکایت
اون دو تا چشمای خسته
واسه ما چراغ راه
ما میخوایم همیشه باشیم
باصفا خدا گواه .
اینم آهنگ این متن , توصیه می کنم حتمآ Download کنید.
